تبلیغات
سنگر
لبیک یا خامنه ای

مجید جمالی فشی جاسوس موساد و عامل ترور شهید مسعود علی محمدی از دانشمندان هسته ای کشورمان بامداد امروز به دار مجازات آویخته شد.

به امید نابودی همه دشمنان اسلام و ایران اسلامی و شیعیان مظلوم جهان




برچسب ها: مجید جمالی فشی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 توسط سرباز
به دنبال صدور فتوای آیت الله صافی گلپایگانی مبنی بر ارتداد یک خواننده هتاک که در جسارتی بی سابقه، به جد بزرگوار امام زمان، حضرت امام هادی (علیه السلام) توهین هایی شرم آور کرده است، شبکه بی بی سی فارسی با تهیه یک گزارش کاملا هدفمند و ترتیب دادن گفتگو با وی، به یاری این عنصر هتاک و دین ستیز پرداخت.
بازوی رسانه ای دولت انگلیس که شاهد شعله ور شدن خشم شیعیان و مسلمانان و تمامی دوستداران خاندان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و جریحه دار شدن قلوب آنها می باشد در این گزارش تلاش کرد با بکارگیری شگرد کهنه "سیاسی کردن موضوع"، از گسترش نفرت ایرانی ها و مسلمانان از این هتاکی بکاهد.
گزارشگر بی بی سی با تقسیم ایرانیان به "مدافعان و طرفداران" این عنصر هتاک و مخالفان وی که خواهان اعدامش هستند، از زبان طرفداران وی این هتاکی ها را آزادی بیان عنوان کرد و با نشان دادن صحنه هایی از کنسرت های وی چنین برایش به مرثیه سرایی پرداخت: «در میان فریاد های طرفدارانش که کارهای اینچنینی را آزادی بیان می دانند، عده ای خواب خاموشی ابدی این خواننده را می بینند».
بی بی سی در ادامه با بیان این مسئله که "خبرگزاری نیمه دولتی فارس، عامل انتشار این خبر بوده است، ترانه ای از این خواننده که در دفاع از فتنه سبز خوانده بود را پخش کرد و به این ترتیب تلاش کرد با انتساب او به جریان فتنه سبز، مساله را سیاسی قلمداد کند.
بی بی سی به این گزارش هم بسنده نکرد و گفتگویی با وی ترتیب داد.
مجری بی بی سی از او پرسید: «آقای نجفی شما به خاطر این موجی که ایجاد شده و مسائل امنیتی ای که برایتان به وجود آمده نمی خواهد بگویید که کجا هستید؟ فکر می کنید الان قربانی این ماجرا هستید یا عاملش؟»
این عنصر هتاک پاسخ داد: «فعلا فکر نمی کنم که عامل یا قربانی وجود داشته باشد این فقط یک اتفاق بوده و به نظر من باید می افتاد».
وی در ادامه چنین هتاکی هایی را رسالتی برای خودش دانست و گفت: «من وقتی کاری را انجام می دهم به تبعاتش فکر نمی کنم. در واقع من رسالتی را که نسبت به خودم دارم، انجام می دهم».
مجری بی بی سی با وجود توهین های آشکار این خواننده رپ خارج نشین به مقدسات اسلامی از او پرسید که "آیا فکر می کنید به ائمه توهین کرده اید؟"
وی در جواب با نفی توهین به ائمه اطهار (سلام الله علیهم)، انتشار فتوای آیت الله صافی گلپایگانی را مسئله ای سیاسی دانست و افزود: «فکر می کنم عده ای از دوستان داخل ایران از فتوای این مرجع در جهت اهداف سیاسی خود، برای تحت تاثیر قرار دادن مردم سوء استفاده می کنند.»
این خواننده هتاک در پاسخ به این سئوال هدفمند مجری بی بی سی که "این کار به هر حال برای بعضی ها متفاوت است؟"، توهین قلمداد کردن جسارتهایش به ائمه اطهار را برداشت برخی! از مردم ایران که تحت تاثیر عربها هستند! دانست و گفت: «ممکن است این تفاوت وجود داشته باشد این به درک آدمها و دین و شرایط سیاسی و اجتماعی بر می گردد. فرقه های مختلف اسلامی به شدت نظرات متناقض و متفاوتی دارند... من به عنوان یک هنرمند کاری که به قلبم می آید باید بنویسم. یعنی من دیگر نمی آیم این را بررسی کنم که ممکن است کارم چه تبعاتی در مقابل قشری از مذهبیون داشته باشد... مذهب ملت ایران به شدت از آنچه در بین اعراب است متفاوت می باشد.»
وی در پایان،هتاکی های خود را آگاهانه دانست و گفت: «نباید انکار کنم که بخشی از کار من آگاهانه است ولی این کار آگاهانه سوار بر بخشی از کار ناآگاهانه من است.»!!
شایان ذکر است حمایت انگلیس از عناصر مرتد و هتاک به مقدسات اسلامی، برای اولین و آخرین بار نیست وبه نظر می رسد مخفیگاه سلمان رشدی عضوی دیگر پذیرفت.
 


برچسب ها: شاهین نجفی مرتد،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 توسط سرباز

با سلام به اطلاع کلیه همسنگران میرسانیم که وبلاگ بنده تا اطلاع ثانوی به دلیل مشکلات شخصی به روز نخواهد شد

خواهشمندیم برای رفع مشکلاتمان ما را دعا کنید

یا علــــــــــــــــی




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 فروردین 1391 توسط سرباز

بسم رب شهدا و صدیقین

با عرض سلام و خسته نباشید به حضور سبز همه همسنگران من در جبهه جنگ نرم

اول کار باید از همتون عذر خواهی کنم که مدت تقریبا زیادی غایب بودم راستش دلیل موجهی برای نبودنم ندرام! ولی قول میدم جبران کنم.

به لطف خدا و امام زمان و شهدا فردا صبح مسافرکربلای ایران خواهم شد، بعضی ها میگن قسمته، بعضی ها میگن حکمته و اما میگن درستش اینه که دعوته!

نمی خوام بگم که شهدا منو لایق دونستند و دعوتم کردن اتفاقا می خوام بگم برعکس شهدا چی در من دیدن که منو دعوت کردند!

به خدا قسم هر چی تو خودم میگردم میبینم چیز لایقی در من نیست که ارزش اینو داشته باشه که به خاطرش راهی کربلای ایران بشم اونم با مهر و دعوت شهدا...!

ولی خیلی خیلی خوشحالم، به لطف خدا و شهدا این بار سومه که راهی میشم. راستش بار اولی که رفتم بد نبود ولی اونجوری که باید میبود نشد، ولی بار دومی که رفتم خیلی حال کردم، حالی که بهم دست داده بود مثل این بود که انگار تو جنگ بودم و الان دارم حسرت اون روزها رو می خورم

براستی که الان دارم خیلی حسرت می خورم، حسرت اینکه ای کاش من هم جای همسنگر شهدا بودم.

الانه هم که راهی میشم اولین حاجتی که از شهدا می خوام اینه که یه روزی شهید بشم.

راستش همونجوری که گفتم هیچی ندارم که لایق باشم چه برسه که از شهدا طلب شهادت رو باشم ولی      نمی دونم چه حسی درون منه که اینقدر منو برای شهادت دلتنگم میکنه.

ازم پرسیدند هدفت از اینکه میخوای بری چیه؟ منم بهشون جواب دادم سفر به کربلای ایران و بازدید از مناطق جنگی برا من حکم تجدید پیمان و یه شارژر روحی رو داره که باعث میشه بیام و محکم تر از همیشه تو عرصه های جنگ نرم فعالیت داشته باشم ، از شما چه پنهون چند وقتیه که احساس می کنم دارم از آرمان های خودم دور میشم، و این سفر بهترین موقعیت برای تثبیت آرمان ها و آرزوهای منه.

ان شا الله وقتی که برگشتم حرفهای زیادی برای گفتن خواهم داشت...

از همینجا بگم که اگر شهدا ما رو قابل دونند نائب الزیارة شما  افسران جنگ نرم خواهم بود

و از همه شما عاجزانه التماس دعا دارم.

************** پیشاپیش سال نو شما مبارک********

  یا علی ...




نوشته شده در تاریخ شنبه 27 اسفند 1390 توسط سرباز

اگر فتنه 88 اتفاق نمی افتاد اكنون موقعیت راهبردی ایران در منطقه و جهان چگونه بود؟ اگر طرف های بازنده انتخابات 40 میلیونی سال 88 به رای مردم تمكین می كردند، مجری پروژه دشمن نمی شدند و با تن دادن به قواعد دموكراسی شكست از رقیب را می پذیرفتند، آیا باز هم دشمن مجال آن را پیدا می كرد كه راهبرد «تجمیع فشار بر ایران» را از سال 89 به این طرف به عنوان گزینه اصلی سیاستگذاری خود درباره ایران در پیش بگیرد؟ این سوال ها از این رو مهم است كه دقت در آنها می تواند یكی از مهم ترین مسائل امنیت ملی ایران ظرف 3 سال گذشته را تعیین تكلیف كند؛ مسئله ای كه می توان آن را «تاثیر تحولات داخلی بر تصمیم گیری های راهبردی دشمن» نامید. قلب این مسئله آنگونه كه با مطالعه سیر حوادث در این 3 سال می توان فهمید یك جمله بیش نیست: «تغییرات محیط سیاست داخلی در ایران، راهبردهای دشمن را چگونه و در چه جهتی جابجا كرده است»؟


خرداد 1387 را به یاد بیاورید. یك سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری در ایران. در اینجا فرصتی برای توصیف دقیق شرایط محیط امنیت ملی ایران در آن مقطع نیست. به طور بسیار خلاصه، ایران یك سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری 88 در اوج قدرت داخلی و منطقه ای قرار داشت. در داخل ایران مردم به دور از هر گونه انحراف طعم شیرین دریافت خدمت بی منت را چشیده بودند و در بین گروه های سیاسی هم اجماعی كم و بیش كامل در این باره وجود داشت كه دولت نهم تكرار خواهد شد. در محیط سیاست خارجی 5 قطعنامه شورای امنیت علیه ایران -كه 3 قطعنامه آن، قطعنامه تحریم بود- نه تنها هیچ تاثیری بر برنامه هسته ای ایران به جای نگذاشته بود بلكه برنامه ایران نسبت به سال 2006 یعنی زمانی كه تحریم ها علیه ایران آغاز شد، رشدی چنان محسوس داشت كه برخی از ناظران به بوش پسر طعنه می زدند كه اگر پرونده ایران را به شورای امنیت نمی فرستاد، شاید 164 ماشین سانتریفیوژ ایران در سال 2006، به این سرعت به 8000 سانتریفیوژ در سال 2008 تبدیل نمی شد. كار به جایی رسید كه خاویر سولانا در همان ایام به تهران آمد و با ارائه یك پیشنهاد به ایران كه تلویحا غنی سازی اورانیوم را می پذیرفت از ایران خواست مكانیسم فریز را جایگزین مكانیسم تعلیق كند كه تا پیش از آن غربی ها آن را خط قرمزی عبور ناپذیر می دانستند. تلفیق ناكامی در تاثیرگذاری بر رفتار ایران از طریق تحریم ها با دو عامل دیگر یعنی تشدید بحران در افغانستان و آشكار شدن نشانه های بحران مالی جهانی وضعیتی بوجود آورد كه آمریكایی ها در آن حتی دیگر قادر به پنهان كردن ضعف خود نیز نبودند. مذاكرات «ژنو یك» در اكتبر 2008 در هیمن فضا برگزارشد. آمریكایی ها برای نخستین بار در تاریخ مذاكرات ایران و غرب، مستقیما نماینده ای به این مذاكرات فرستادند و آنطور كه برخی مطلعان می گویند لحن آمریكا هیچ شباهتی به آن لحن زورگویانه و متفرعنانه همیشگی نداشت و خلاصه اینكه آشكارا می شد دید آمریكایی ها دریافته اند سبد گزینه هایشان در مقابل ایران كاملا خالی است و بنابراین چاره ای جز ورود به فاز تعامل و مذاكره از موضع برابر ندارند.


طلیعه انتخابات ریاست جمهوری در ایران كه آشكار شد به یك باره همه چیز معكوس گشت. در حالی كه بنا بود دور دوم مذاكرات یك ماه بعد از مذاكرات ژنو یك برگزار شود، خاویرسولانا تمایلی از خود برای از سرگیری مذاكرات نشان نمی داد. روشن بود كه اتفاقی افتاده است و به تعبیری كه نگارنده اغلب به كار می برد، غربی ها حس كرده اند یك گزینه جدید به سبد گزینه های آنها اضافه شده كه بهتر است تا آن را امتحان نكرده اند، از در مذاكره و امتیازدهی با ایران در نیایند.


آن گزینه چه بود؟ زمانی شاید نمی شد به این سوال یك پاسخ دقیق داد اما اكنون اطلاعات مبسوطی وجود دارد كه نشان می دهد در آستانه انتخابات سال 88 رصد فضای داخل ایران به غربی ها این پیام را داد كه درون فرایندی به نام انتخابات ریاست جمهوری دهم فرصتی گرانبها برای آنها وجود دارد كه نباید آن را از دست بدهند. غرب حس می كرد برای پایین كشیدن ایران از اوجی كه در آن قرار گرفته و برای فرار از تن دادن به حقارت پذیرش شكست در مقابل ایران متحدانی در داخل ایران یافته و لذا تصمیم گرفت با وجود نیاز مبرمی كه داشت روند مذاكره با ایران را تعطیل كرده و تمام امكانات خود را برای تقویت ناآرامی و بی ثباتی داخلی در ایران بسیج كند.


مذاكرات با ایران تا یك سال متوقف ماند. در تمام این سال امید غربی ها این بود كه شرایط داخلی ایران به قدری بحرانی شود كه ایران چاره ای جز امتیاز دهی در خارج برای جلوگیری از درگیری همزمان در دو جبهه نداشته باشد. مذاكرات ژنو دو درست یك سال بعد یعنی در اول اكتبر 2009 برگزار شد. این بار غربی ها در حالی پای میز آمدند كه گرچه می دانستند امیدی به موفقیت جنبش به اصطلاح سبز در ایران نیست و این بساط روز به روز بیشتر تحلیل می رود اما تصور می كردند الان ایران به لحاظ داخلی ضعیف شده و دیگر با قدرت و صلابت پیشین قادر به مقاومت در مقابل آنها نخواهد بود و ثانیا به دلیل اختلافات ما بعد انتخابات جامعه سیاسی در ایران دچار تشتت و پراكندگی شده و لذا آنطور كه هیلاری كلینتون همان ایام گفت ایران فعلا قادر به گرفتن تصمیم های بزرگ درباره مسائل سیاست خارجی و امنیت ملی خود نخواهد بود.


این اشتباه بزرگی است اگر كسی تصور كند خیانت فتنه 88 به كشور آتش زدن چند سطل آشغال یا چند روزی ناآرام كردن یكی دو خیابان در تهران بوده است. خیانت بزرگ و پاك نشدنی فتنه این بود كه قرار بود دشمن ناامید را امیدوار كند و فرآیند فشار بر ایران را كه در سال 87 ناكارآمدی آن آشكار شده و تقریبا از روی میز حذف شده بود مجددا به روی میز بازگرداند.


از اویل سال 1389 به این طرف كل ماجرای هماوردی راهبردی ایران و غرب در این یك جمله قابل خلاصه سازی است كه غرب می خواهد فتنه 88 را مجددا احیا كرده و بی ثباتی سیاسی در ایران را به شكلی جدید طوری كه فاقد ضعف های پروژه سال 88 باشد، بازسازی نماید.


آغاز فرآیند تجمیع فشار بر ایران كه غربی ها اكنون سعی می كنند آن را به اوج برسانند دقیقا مربوط به یك سال بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران یعنی بهار 1389 است. در آن مقطع بود كه آمریكایی ها حس كردند فتنه سبز در ایران نیاز به كمك مستقیم تر و موثرتر طرف خارجی دارد و به همین دلیل تصمیم گرفتند مجموعه اهرم های فشار خود علیه ایران را كه فشار دیپلماتیك، حمله نظامی، عملیات اطلاعاتی و تحریم در راس آنها قرار داشت با هم تركیب كرده وبه طور همزمان اعمال كنند. از سال 89 تا همین امروز، تجمیع فشار خارجی بر ایران اساسا هیچ هدفی جز تقویت جریان فتنه- با تركیبی دیگر- در داخل ایران، تلاش برای بی ثبات سازی محیط درونی ایران و نهایتا وادار كردن نظام به امتیاز دهی به این جریان نداشته است و غربی ها عمیقا به این باور رسیده اند كه موثرترین راه برای مقابله با برنامه هسته ای و موشكی ایران هم همین است كه جریان سازشكار در ایران زمام امور را به دست بگیرد.


هم اكنون مجموعه ای شواهد وجود دارد كه نشان می دهد وضعیت شاخص های امنیت ملی ایران شباهتی عجیب به سال 87 دارد. و این دفعه ایران در اثر موج بیداری اسلامی در منطقه در موقعیت و جایگاهی به مراتب مقتدرانه تر از آن روزها قرار دارند. و از این روی غربی ها سخت در پی آن هستند كه راهی برای پایین كشیدن ایران از اوجی كه در آن قرار دارد یا به عبارت دیگر متوقف كردن ایران درپیچ تاریخی فعلی پیدا كنند. مجموعه طراحی ها برای انتخابات مجلس آینده تا آنجا كه به دشمن خارجی مربوط می شود همین هدف را تعقیب می كند و بزرگترین بی بصیرتی در شرایط فعلی این است كه كسانی با ندیدن این موقعیت حساس و بی توجهی به پروژه بسیار جدی كه غرب برای متوقف كردن رشد قدرت راهبردی ایران طراحی كرده، بر طبل اختلافات داخلی بكوبند و صحنه انتخابات را به جای آنكه صحنه وحدت و همدلی باشد، به محلی برای افزایش اختلافات تبدیل كنند.اگر معنای بی بصیرتی در سال 88 عدم مرزبندی سریع و به موقع با دشمن بود، معنای بی بصیرتی اكنون ندیدن دشمن و در نیافتن موقعیت تاریخی نظام جمهوری اسلامی است كه بر آستانه دروازه خیبر ایستاده است




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 بهمن 1390 توسط سرباز



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 دی 1390 توسط سرباز

دبیركل حزب الله لبنان با محكوم كردن ترور دانشمند هسته ای ایران تاكید كرد، دشمنان هرگز نمی توانند با كشتار و ترور راه پیشرفت و توسعه ایران را متوقف كنند.
به گزارش خبرگزاری ها، سیدحسن نصرالله طی سخنانی به مناسبت اربعین حسینی گفت، امام خامنه ای از مردم ایران خواسته اند كه به تولید علم بپردازند و كشتار دانشمندان ایرانی باعث توقف پیشرفت فناوری این كشور نخواهد شد.
وی افزود، به قاتلانی كه مسئول كشتارها در عراق، فلسطین، ایران و لبنان هستند می گویم این كشتارها برای شما هیچ نفعی ندارد.
سیدحسن نصرالله تاكید كرد، آنها دانشمندان هسته ای ما را می كشند تا ما وارد كننده علم باشیم نه تولیدكننده آن.
دبیركل حزب الله لبنان گفت، گناه تمام كسانی كه در عراق كشته شده اند این است كه با پای پیاده به زیارت نواده پیامبر رفتند و كشته شدگان متعلق به جریان مقاومت عراق هستند.
سیدحسن نصرالله تمامی علمای جهان اسلام را فرا خواند تا این انفجارهای انتحاری در هر كشور مسلمانی را محكوم كنند.
دبیركل حزب الله لبنان در پاسخ به اظهارات مداخله جویانه بان كی مون دبیركل سازمان ملل متحد كه علیه سلاح حزب الله ایراد كرده بود به شدت پاسخ داد و گفت: سلاح حزب الله باقی خواهد ماند. وی افزود، حزب الله به مقاومت جهادی مسلحانه ادامه خواهد داد و توانایی خود را افزایش خواهد داد.
وی خطاب به بان كی مون گفت، هر چه كه تو و آمریكا علیه سلاح حزب الله موضع بگیرید اعتماد به نفس و اراده ما در ادامه راه قوی تر خواهد شد.
سیدحسن نصرالله تصریح كرد، دبیركل سازمان ملل به جای این كه صهیونیست ها را از تجاوز به خاك كشورهای دیگر برحذر سازد ترجیح داده در امور داخلی لبنان دخالت و نوك حملات خود را متوجه حزب الله كند.
وی گفت، ما از تهدیدات آمریكا، اسرائیل و مزدوران آنها هراسی نداریم و سخنان امام سجاد(ع) در واكنش به تهدید شدن به قتل از سوی دشمنانش را تكرار می كنیم كه ما فرزندان حسین و زین العابدین هستیم، ما فرزندان رسول خدا هستیم و فرزندان بدر و كربلا هستیم و شهادت برای ما كرامت است.
سیدحسن نصر الله افزود، ما در پاسخ به تمامی توطئه ها علیه امت اسلام و مقدسات اسلامی و تمامی فریبكاران می گوییم كه مردان ما تمام جبهه ها را در نقاط مختلف پر كرده اند و در محور بازدارندگی قرار دارند و به خدا قسم نمی توانید نام ما و حتی ما را بكشید و به ما دست نخواهید یافت.
وی تاكید كرد، ما از سلاح مقاومت دست برنخواهیم داشت و این راه و سلاح راهی است كه در كنار ارتش و ملت تنها تضمین كننده امنیت لبنان و حمایت از كرامت و تمامیت لبنان است




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 دی 1390 توسط سرباز

مردم بحرین با برگزاری تظاهرات و راهپیمایی تاكید كردند كه انقلاب خود را از نهضت حسینی الهام گرفته اند و ادامه دهنده راه او هستند.
هزاران تن از مردم منامه پایتخت بحرین و شهرهای دیگر این كشور با برپایی تظاهرات تاكید كردند كه انقلاب 14فوریه این كشور نهضتی حسینی است و خون بر شمشیر پیروز خواهد شد.
مردم انقلابی بحرین اظهار داشتند كه ملت بحرین در راه امام حسین(ع) گام برداشته و تا تحقق پیروزی كامل ادامه دهنده راه او هستند.
جنبش انقلاب 14فوریه نیز با صدور بیانیه ای تاكید كرد كه انقلابی كه جرقه آن در 14فوریه 2011 در بحرین رقم خورد هیچ گاه انقلابی نبوده كه درصدد تحقق اهداف مادی و دنیوی و سیاسی باشد بلكه جوانانی كه این انقلاب را رقم زدند تنها یك هدف را دنبال می كردند آن هم احقاق حق و مبارزه با فساد سیاسی است.
این جنبش ابراز امیدواری كرد كه مبارزات و جهاد ملت های مسلمان برای مقابله با رژیم های دیكتاتور به نتیجه برسد و رژیم آل خلیفه در بحرین سرنگون شود و عاملان قتل و جنایت علیه مردم مظلوم این كشور محاكمه و مجازات شوند.
هادی الموسوی عضو ارشد جمعیت الوفاق بحرین در این باره گفت، انقلاب بحرین بخشی از مجموعه انقلاب های عربی است كه با هدف تشكیل نظام دموكراتیك در كشورها، نظام های استبدادی را سرنگون كرده اند.
وی تاكید كرد، برخی از مردم بحرین خواستار سرنگونی رژیم حاكم و گروهی خواستار اصلاح آن هستند اما رژیم آل خلیفه به هیچ كدام از این درخواست ها اهمیتی نمی دهد و به جای برآورده كردن خواسته های مردم اقدام به كشتار و شكنجه آنان و تخریب مساجد می كند.
یكی از مسئولان جریان عمل اسلامی بحرین نیز اظهار داشت، سلطه آمریكا و عربستان بر مراجع تصمیم گیری در بحرین دلیل اصلی بحران در بحرین است و این دو كشور تلاش دارند عرصه را از حضور روحانیون مخالف خالی كنند.
وی افزود، آنها نمی خواهند كه ملت نفس بكشد زیرا بحرینی ها را فاقد حق آزادی و عدالت می دانند.




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 دی 1390 توسط سرباز

یک بار خاطره ای از جبهه برام تعریف می کرد.  می گفت: کنار یکی از زاغه مهمات ها سخت مشغول بودیم؛ تو جعبه های مخصوص، مهمات می گذاشتیم. گرم کار، یکدفعه چشمم افتاد به یک خانم محجبه، با چادری مشکی! داشت پا به پای ما مهمات می گذاشت توی جعبه ها.

با خودم گفتم حتما از این خانم هاییه که میان جبهه.

اصلا حواسم نبود که هیچ زنی را نمی گذارند وارد آن منطقه بشود. به بچه ها نگاه کردم. مشغول کارشان بودند و بی تفاوت می رفتند و می آمدند. انگار آن خانم را نمی دیدند.قضیه عجیب برام سوال شده بود. موضوع عادی به نظر نمی رسید. کنجکاو شدم بفهمم جریان چیست. رفتم نزدیکتر. تا رعایت ادب شده باشد سینه ای صاف کردم و خیلی با احتیاط گفتم: خانم! جایی که ما مردها هستیم شما نباید زحمت بکشین.

رویش طرف من نبود. به تمام قد ایستاد و فرمود: مگر شما در راه برادر من زحمت نمی کشید؟

یک آن یاد امام حسین(ع) افتادم و اشک توی چشمام حلقه زد.

خدا بهم لطف کرد که سریع موضوع را گرفتم و فهمیدم جریان چیست. بی اختیار شده بودم و نمی دانستم چه بگویم. خانم، همان طور که رویشان آن طرف بود فرمودند: هر کس که یاور ما باشد البته ما هم یاری اش می کنیم.

 

خاطره ای از شهید حاج عبدالحسین برونسی

راوی: معصومه سبک خیز(همسر شهید)

منبع: کتاب خاطرات نرم کوشک




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 دی 1390 توسط سرباز

جوان رشیدی بود و اسمش دادیرقال بود.موردش را نمی دانم، ولی از گردان اخراجش کرده بودند. یک نامه دستش داده بودند و داشت می رفت دفتر قضایی.

همان جا توی محوطه، حاجی اونو دیدش. از طرز رفتن و حالت چهره اش فهمید باید مشکلی داشته باشه. رفت طرفش و گفت: سلام.

ایستاد. جوابش را داد. حاجی پرسید چی شده جوون؟

آهسته گفت: هیچی، منو اخراج کردن، دارم میرم دفتر قضایی.

حاجی نه برد و نه آورد، دستش را گرفت و باهاش رفت. توی دفتر قضایی نامه اش را پس داد و گفت: آقا من این رو   می خوام ببرم!

گفتند: این به درد شما نمی خوره حاجی!

گفت: شما چه کار دارین، من می خوام ببرمش.

آوردش گردان.

مثل او، چند تا نیروی دیگر هم داشتیم. جوان بودند و از آن اخراجی ها. از همان اول جذب حاجی می شدند.       حاجی هم حسابی روی فکر و روحشان کار می کرد.جوری که همه دلبخواهی می رفتند توی گروهان ویژه،       یعنی   گروهان آرپی جی زن ها. همیشه سخت ترین قسمت عملیات با گروهان ویژه بود.

مدتی بعد همان دادیرقال شد فرمانده گروهان ویژه، و مدتی بعد هم اسمش رفت تو لیست شهدا.

یک روز به خاط دارم حاجی به فرمانده قبلی دایرقال می گفت: شما این جوون ها رو نمی شناسین، یک بار نمازش رو نمی خونه، کم محلی می کنه، یا یه کمی شوخی می کنه، سریع اخراجش می کنین؛ این ها رو باید با زبون بیارین تو راه، اگه قرار یاشه کسی برای ما کار بکنه، همین جوون ها هستند.

خاطره ای از شهید حاج عبدالحسین برونسی

راوی: سید کاظم حسینی

منبع: کتاب خاطرات نرم کوشک




نوشته شده در تاریخ شنبه 17 دی 1390 توسط سرباز
(تعداد کل صفحات:6)      1   2   3   4   5   6  

درباره وبلاگ
بسم رب شهدا و صدیقین. من سرباز امام خامنه ای هستم، و الان هم در جبهه های جنگ نرم حق علیه باطل در حال نبردم.
لبیک یا سیدنا الامام خامنه ای

info_montazer@yahoo.com
sarbaze3angar@mihanmail.ir
نویسندگان
آرشیو مطالب
وصیت نامه شهدا
وصیت نامه شهدا
حدیث روز
سخن روز
تاریخ شمسی
مترجم سایت
ابزار چت
اوقات شرعی
صفحات جانبی